به ديدارم بيا هر شب
در اين تنهايي تنها و تاريك خدا مانند                 دلم تنگ است.
بيا اي روشن    اي روشنتر از لبخند

شبم را روز كن در زير سرپوش سياهي ها                   دلم تنگ است.
بيا بنگر چه غمگين و غريبانه
در اين ايوان سر خاطرات دست نيافتنيپوشيده    وين تالاب مالامال
دلي خوش كرده ام با اين پرستوها و ماهي ها
و اين نيلوفر آبي و اين تالاب مهتابي.
....شب افتاده ست و من تنها و تاريكم.
و در ايوان من دیریست  در خوابند
پرستوها و ماهي ها و آن نيلوفر آبي
بيا اي مهربان با من!
بيا اي يار مهتابي!